عناوین خبرها :

استاد محمد تقی رنجبر معاف
استاد محمد تقی رنجبر معاف مدرس و نوازنده تار و سه تار
تعداد مشاهده : 2935 -  چهارشنبه، 28 اسفند 1387  14:52:02

با نام خدا

استاد محمد تقی رنجبر معاف  مدرس  و نوازنده تار و سه تار ،  از پیشکسوتان  نام آشنای  موسیقی سنتی  کشور است  که تا کنون  تلاش های  ارزشمندی  در پیشبرد ،  حفظ و اشاعه ی  موسیقی  ملی انجام  داده اند .

وی با تشکیل گروه موسیقی شور انگیز گیلان کنسرت های متعدد ی را برگزار نمود .که آهنگسازی  و تنظیم  بیشتر قطعات فارسی  و گیلکی  آنرا  بر عهده  داشته  است

استاد رنجبر  علاوه  بر همکاری  و نوازندگی  با استادان مطرح  موسیقی گیلان  ، ارتباط   ارزشمندی   را با جوانان  علاقه مند  به موسیقی دارد  چنانچه  بیشتر نوازندگان  جوان  و برجسته  تار و سه تارگیلان  از شاگردان وی محسوب  می شوند.

استاد  محمد تقی  رنجبر، همکاری و همدلی  موثری  با حوزه هنری  گیلان  دارد  و سال گذشته  با گروه  شور انگیز  سه شب  در فضای  باز این حوزه   اقدام   به برگزاری  کنسرت  نمود  که با استقبال  فراوان مخاطبان  همراه بود. به همین  منظور گفت گویی   با این  استاد  موسیقی  انجام  داده ایم  که از نظر می گذرد .

 

لطفاً ضمن معرفی کامل خود ، بفرمایید از کی و چطور با موسیقی آشنا شدید؟

محمد رنجبرمعاف هستم  متولد 1326 روستای معاف بندر انزلی نام پدر( خیرالله ) ونام مادر ( مریم ) با سه خواهر  و سه برادر ؛ کوچکترین فرزندان خانواده ای کشاورز  و زحمتکش و سیلی  خورده دوران ارباب  رعیتی، تحصیلات ابتدایی را در زادگاه ، دوران متوسط و دبیرستان را در دهستان آبکنارو بندر انزلی  گذراندم  خدمت سربازی را در روستاهای خراسان و بعد از آن در روستاهای تالش و رضوانشهرسپری  نمودم سپس به  ادامه  تحصیل در انستیتو  مربیان  هنری  تهران پرداختم و از سال 1354 مربی فعالیت های هنری و دبیرادبیات  رضوانشهر و در مدارس رشت شدم  و اینک بازنشسته ام  و به تدریس  و نوازندگی  تار و سه تار مشغولم ، از دوران  کودکی زمزمه  لالایی های  مادرم  در پای گهواره  و موقع کار در شالیزار  با خواندن  نغمه هایی همچون عزیز و نگار، آواز دو طفلان مسلم  وحسینی  و بجار کوتامی و... با نغمات موسیقی آشنا شدم  و جرقه ها ی اولیه از همان زمان درمن  زده شد.

 

شما بارها در مصاحبه ها و گفتگوها ی تان از مادر گرامی تان به عنوان مدرس  اول خود در موسیقی  یاد کرده ا ید  کمی بیشتر در این  زمینه برای  ما توضیح  دهید ؟

اصل وراثت در هنرو عواطف  انسانی  قابل انکار نیست خانواده  مادری ام  اکثرا و مخصوصا دایی هایم  از صدای خوبی  برخوردار و از تعزیه خوانان  و نوحه سرایان  منطقه « چهار فریضه» انزلی بودند وانگهی  کسی  که الفبای بیان را بیاموزاند  معلم  است  تا چه  رسد به  اینکه  بیان  را با نوای دلنشین آواز بیامیزد.  ترانه ها و دوبیتی  های فارسی  و گیلکی  با صدای سوزناک و گوش نواز مادر چه در پای  گهواره ی نوه ها هنگام کار و چه هنگام   رویکرد  مصیبت ، از دست دادن عزیزی و یا در  ایام عاشورا و ...  اولین کلاس های آوازم  بود. بیشتر زمزمه های  او در مایه  آوازهای شور و دشتی ، گوشه های غم انگیز گیلکی ، حسینی، دیلمان و ..  بود  تا اینکه من هم به  تقلید از مادر  و بعد از صدای  خوانندگان قدیمی آواز خوانی می کردم  ولی به ندرت  درمقاطع  ابتدایی دبیرستان  و انستیتوی هنر در مراسم ها و اعیاد  می خواندم و می نواختم  چون باعث  می شد   خاطرات  مادربرایم تداعی  شود.

 

استادانی که در زمینه تار و سه تار  با آنها کار کرده ا ید چه کسانی  بودند و چقدر در شکل گیری  این گرایش  در شما  موثر واقع شدند ؟

اولین استادم  در یادگیری  تار و سه تار از شهریور1350 شادروان  عبدالله  ملت  پرست  و دومین نفرشادروان  استاد حبیب  الله  صالحی آهنگساز و ردیف  دان بودند و در جریان  تحصیل در انستیتو مربیان  هنری تهران  همچون استاد صالحی  دوره  دیده مکتب اساتیدی  چون : صبا ، موسی معروفی و علی اکبر خان شهناز بود .  تئوری موسیقی  را نزد سیروس اسدالله  زاده  و سلفژ و صدا سازی   را  با شورا میخا ییلیان  که از استادن  انستیتو در سال های  52 تا 54  بودندگذراندم . این  بزرگواران بودند که به من آموختند.  

« سالها باید که تا یک سنگ اصلی زآفتاب    
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن »

 

یکی از خصوصیات بارز شخصیتی  شما در کار موسیقی پرورش  شاگردانی است که علاوه  بر نوازندگی مشخصات رفتاری  و اجتماعی  خاصی  در بین نوازندگان  و هم طرازان  خود دارند آیا  شما قائل به تربیت  موسیقایی در آموزش  سازهای  ایرانی هستید ؟

بله ، ساز و موسیقی ایرانی مربوط به فرهنگ ، شعور و تربیت  ایرانی  و در نهایت  انسانی  است در ک این  واژه ها  نیاز به معلمی  دارد  که  در درجه  نخست  خودش  بداند و به گونه ای  الگو باشد و به هنرجو  بیاموزاند که تنها  نواختن ساز دلیل  برهنرمند  بودن نیست اصولا مطالعه  کردن جز ضروریات زندگیست  بویژه کسانی  که با هنرسر و کار دارند  حتما  باید ادبیات و شعر سرزمینشان را بشناسند هدف اصلی هنرو رسالت هنرمند را بشناسند با تفریح و تن آسایی  و سهل پذیری بیگانه باشند تحمل مسیرطولانی رنج  دوران  آموزش را عاشقانه طی کنند  و با مطالعه   تاریخ ادبیات شعرو... در جریان زندگی مردم  و رنج و شادی های آنان قراربگیرند و درارائه  شکل  هنری آن درحقیت از مردم  الگو بگیرند چون موسیقی  را مردم می سازند و ما باید آنرا هنرمندانه  اجرا بکنیم همه ی این  موارد  در دوران آموزش موسیقی  باید  به هنرجو تفهیم  و تلقین شود در نتیجه آنها  که اهلش هستند  می مانند و بقیه  به اصطلاح عامیانه می برند. «اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست... »

 

از چه  زمانی موسیقی حرفه ای را پذیرفتید  و خودتان  را وقف  موسیقی  و ساز زدن کردید ؟

از کودکی  و نوجوانی تا اوایل سالهای جوانی  آواز خوانی  و تصنیف را به صورت خود جوش  و بهره گیری  از تجارب مادر ، برادر و موسیقی  رادیو و کنسرت  با گرو ه های  مختلف از جمله  گروه موزیک نیروی دریایی ، گروه موسیقی ویسانلو ، بهاری ، گروه های  دانش آموزی ، دانشجویی ، گروه های عشاق  و فرهنگیان ، شورانگیز  گیلان می خواندم و می نواختم  از سال های  دهه  50 و 60  بطور مستمردر کنار تدریس  ادبیات  و هنر در دبیرستانها ی رضوانشهر در رشت  به انتقال  آموخته ها و تجربیات  خود به علاقمندان  پرداخته ام  که تا کنون  ادامه  دارد  بیشترین  کنسرت هایم  در دهه های  60 تا 80  برای امور خیریه و شاگردانم را به این نوع  تفکر و برداشت  از هنر موسیقی  سوق داده ام . نمی دانم چه  باید بگویم  کارم حرفه ای  بوده  و یا  ...  هر چه باشد موسیقی اصیل تار ، سه تار و هر ساز ملی  در طول  زندگی ام ، نمود و جلوه ای  وصف ناشدنی  داشته  و دارد  و گذشت  عمر  بدون موسیقی و اندیشه  ،  برایم  معنایی  نداشته  و ندارد .« اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد ...»

 

 

شما  تجربه  تعلیم  در دو حیطه  ی آموزش  و پرورش و هنر را همزمان  داشته اید  این تجربه را چگونه ارزیابی می کنید ؟

به کار بردن هنردر تعلیم  دروس  ادبیات و تدریس  ادبیات  در درک  بیشتر  و اعتلای  هنر، گاهی  کمک بسیاری به من می کرد و در هر دو عرصه از این امتزاج  و ترکیب  بهره  برده ام  مثلا  برای معنی و تفسیر اشعار در کلاس ، ریتم و اوزان عروضی  و واژه  های  موسیقایی که در اشعار کلاسیک  مخصوصا  در اشعار  حافظ  بزرگوار  آمده ، برای درک  بهتر دانش آموزان از موسیقی  استفاده می کردم ، گاهی  فرصتی  دست  می داد ، چه در کلاس  درس  و یا جلساتی که برایشان  می گذاشتم  آوازی در دستگاه موسیقی می خواندم  و یا  با تار  و سه تارگوشه  ها و مایه  هایی  برایشان  می نواختم و توضیح می دادم که  این همان دو گاه ، هدی، خسروانی یا  حجاز و ... است  که در  شعر حافظ  آمده  و باقی   قضایا   ...  بارها  و بارها شاگردانم می گفتند کلاس درس  شما بهترین   ساعاتی  است که لذتبخش  و روح  افزاست  و این  طبیعی  است  که در این ساعات  و دقایق   از خیل  محفوظات خشک  و بغرنج  دورمی شدند کلوپ های هنری و آموزش موسیقی  فاخر و شناخت آن در طی سالها ی کار در آموزش  و پرورش ( با وجود مشکلات   فراوان) بطور پی گیر ادامه  داشت و من از آن  نکته ها آموختم.  « موی سپید  را فلکم  رایگان نداد...»

 

شما صدای  خوشی  دارید   با توجه  به اینکه  وجود  صدا  از سوی مردم  در تمام  فرهنگ ها بیشتر  است  چطور شد  شما  ساز زدن  را به خواندن  ترجیح  دادید  هر چند  ما  در کنسرت ها شاهد  خواندن شما  هم بوده ایم ؟

« به کوی عشق  منه بی دلیل  راه قدم  

    که من بخویش  نمودم  صد اهتمام  و نشد »

همانطور یکه هر نوازنده ای  دوره های مستمر آموزش را نزد استادان مربوطه  می گذارند، خواننده  هم باید  این دوره ها  را بگذراند. صرف  داشتن  صدای خوب و چند تا ترانه خواندن ، دلیل برصحت  خوانندگی  نیست لذا  بدلیل  عدم دسترسی  به استاد  آواز درمنطقه نتوانستم  و به خود  اجازه  ندادم  که این  کاررا بطور رسمی دنبال  کنم  هرچند آنقدرها هم  با شیوه و اجرای ردیف آوازبیگانه نیستم  یکی از روش های  تدریس من در تارو سه تارخواندن آواز و تعلیم  هنر ، اجرای جواب  آواز با ساز است  در تعجبم عده ای از اجرای  سه ، چهارگوشه ی آواز ناتوان اند ولی متاسفانه  ادعایشان از استاد شجریان  هم بیشتر است  و تاسف  بار تر اینکه هیچگونه نقد  و نصیحت  را برنمی تابند آشنایی  من با استاد  ملت پرست  که با خاطره ای بسیار دلنشین و فراموش  نشدنی همراه  است  موجب  شد  به ساز روی  بیاورم و این اشتیاق را تا به امروز ادامه دهم.

 

یکی از شاخصه هایی که در کنار موسیقی  شما به صورت  خاص  دیده می شود  توجه  و گرایش   شما به ادبیات  و خاصه  شعر است  کمی  در مورد اهمیت  ادبیات وهمنشینی  آن با موسیقی  توضیح دهید ؟

ادبیات و  به ویژه شعر با موسیقی  دو همزاد دیرینه محسوب می شوند  ریتم ، جمله بندی ، اوزان عروضی و بار موسیقایی  شعر، مفهوم ومحتوای آن ، عالی ترین وسیله ارائه موسیقی  است  از یک جهت تحصیلات  من در رشته ادبیات  و هنر بوده و از جهتی  همه دوستان  و یا هنرجویان  و نوازندگانی که من افتخار دوستی  و معلمی  آنها  را دارم بر این  موضوع واقفند که عشق و علاقه من  به  ادبیات ، شعر و تاریخ خیلی  زیاد  است  نوازنده ، آهنگسازو خواننده محال است  که بدون پشتوانه عظیم  تاریخ  و فرهنگ سرزمین  خود  بتوانند منادی  و روایتگر صالحی  باشند روایتگر شکست و پیروزی، حماسه و پویایی ، تعامل با آشنایی با مردم  و یا فرهنگ های دیگر، در غیر اینصورت  ثمره  و نتیجه اش بازار  آشفته   ابتذال و سطحی نگری فرهنگ و هنر خواهد شد  ما غنی  ترین  ادبیات   دنیا  را داریم   بزرگترین ادیبان  وشاعران جهان به این  امر اذعان  داشته  و دارند. ما را چه شده است که قدر و منزلت آنرا نمی دانیم ؟   (( نقدها را بود  آیا که عیاری  گیرند ... ))

 

شما  خودتان  هم  شعر می سرائید ،  یا از شعر هم  به خاطر  موسیقی  چشم  پوشی کرده ا ید ؟

اگر بتوانیم  نوشته هایی  را که در دهه  چهل  و پنجاه  دارم به نام شعر بخوانیم   باید عرض کنم که آن  سالها داستان نویسی  می کردم  و گاهی  در شعر هم ذوق آزمایی  می کردم  و نوشته های من  در روزنامه  و مجلات  آن دوره چاپ می شد . از سال 1350 که بطور  مستمر کار موسیقی  را شروع کردم  کمتر  به کار  نوشتن پرداختم  هر چند  هرگز  از ادبیات وبه ویژه شعر دور نبوده ام  ولی (( جایی  که عقاب پربریزد  از پشه لاغری  چه خیزد )) با وجود  طلایه داران پرآوازه   شعر و ادب ، من که باشم که چنین  جسارتی  بکنم ؟  من  با ادبیات و شعر عشق بازی می کنم  اما هر گز با این بضاعت بسیار اندک  ادعای نویسندگی  و شعر گفتن  را ندارم.   

(( رقص  بر شعر تر و ناله ی  نی خوش باشد ... ))

 

شما  با استادان  زیادی  در طول  فعالیت  هنری  همکاری  کرده ا ید ، کمی در مورد  شکل گیری  این گروه ها  و اعضاء  آن  توضیح  دهید ؟

همانطور که عرض شد از دوران نوجوانی با گروه آقای ( ویسانلو نوازنده ویلن و  اهل بندر انزلی)  در دوران  دبیرستان شروع کردم و بعد ، با گروه موزیک نیروی دریایی  به سرپرستی آقای حق کردار ادامه دادم و  در جریان فراگیری  تارو سه تار  با دو استاد برجسته  ملت پرست و صالحی  و استادان تئوری  و سلفژ اسدالله  زاده  و شور امیخاییلیان ، گروه  موسیقی  انستیتو مربیان هنری کارم را پی گرفتم و از سال 55  و 56 با گروه  عشاق  گیلان  به سرپرستی   استاد ملت پرست   و نوازندگانی مثل غلامرضا  ورعی  ( نی ) احمدی کیاسرایی ( کمانچه ) حسن عشقی ( سنتور) مبرهن  (تنبک)و رضا جواد زاده ( عود  و خواننده ) سالها  بی چشم داشت  وعاشقانه به تمرین و اجرای  کنسرت های ( بیشتر خیریه ) پرداخته ام و  از دهه  60 به بعد گروه  فرهنگیان و گروه شورانگیز را  خودم  تشکیل دادم ( سال 68)  که آخرین  کنسرت من با گروه شورانگیز  در تابستان 1386 درحوزه هنری گیلان با همکاری نوازندگانی مانند: مظاهر پور اسماعیلی  ( نی ) آرش عشقی( بم تار) سیاوش و شقایق رنجبر( تار وسه تار) محمد انشایی  ( کمانچه )  بهرام ناصح ( تنبک) وخوانندگی ( حسین علیزاده و حسین  قوامی آبکنار ) بود، همکاری  در تشکیل  انجمن موسیقی گیلان  با استادانی مثل : پوررضا ، ویسانلو و امانی و کارشناس موسیقی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی گیلان  رضا ایمان طلب  از دیگر اقدامات من بود و خلاصه اینکه با اکثر استادان وهنرمندان جوان و پیش  کسوت همکاری داشته ودارم  درضمن  یاد آوری می کنم  با استاد فریدون شهبازیان آلبوم (( ونگاونگ ))  را با صدای هادی حمیدی عرضه کردم و با زنده یاد استاد رجب امیری فلاح  نیز دو بار کنسرت داده ام و فعالیت های  هنری دیگر که مجال آن در این صفحات نیست ( امیدوارم که به حساب شرح دلاوری  نباشد )

 

با توجه  به فعالیت  های  گسترده ی شما در هنر موسیقی چرا تا به حال به فکر ثبت و ضبط  این آثار  نبودید و ما  شاهد  آثار کمتری  از شما  در سطح جامعه  هستیم ؟

هر چند نوار و سی دی و یا ثبت وضبط کارهایم  به صورت رایج کمتر  است اما خوشحالی  من از این است که بیشترین تاثیر گذاری  را در تعلیم  و ترویج دو ساز اصیل ایرانی  مثل  تار و سه تار  در سطح گیلان  داشته ام.  بی آنکه  خودستایی  باشد  من افتخار   بهترین   و با اخلاق ترین  معلم را در بین  نوازندگان   تار و سه تار  در گیلان  دارم.  که می دانم  در آینده  و سالهای  آتی هم اثرش  باقی می ماند  از طرفی  به جهت  عدم امکانات   و مشکلات  زندگی  ،  عدم  دسترسی   به استودیو های  صدا برداری   و نداشتن پشتوانه  مالی این امر امکان پذیر نشد   ( ...  چه کند بی نوا  درویش ) در عین  حال  اگر منظور  شما ارائه   نوار و سی دی   است، در سه نوار کاست با عنوان  (( سبز آواز )) ، (( امیر کبیر ))  و (( ونگاونگ ))  با استادان   ملت پرست  و شهبازیان  آهنگسازی و نوازندگی  کرده ام . سخنرانی و مقالات  متعدد داشته ام  اما بیشتر  توجه، هم و غم  من  به تدریس و تربیت   نوازنده بوده  است  و گاهی  هم اجرای  کنسرت .

(( شاهدان  در جلوه و من شرمسار کیسه ام   بار عشق و مفسلی صعب است می باید کشید ))

 

شما  با کسانی  کار موسیقی  انجام  داده ا ید  که بعد ها  و یا  همان موقع  در صدا و سیما  هم مشغول  فعالیت بودند  با توجه  به ویژگی  های  بارز شما ، آیا  آثار ی از شما در آرشیو  صدا و سیما  موجود  است یا نه  ؟

تاثیرگذاری  ریشه ای آثاری  که موجب حفظ و اشاعه ی  بخشی از فرهنگ  وهنرماندگار باشد ، به مراتب مقبول  ترو دلنشین تراز آثاری است که مثل  گرد بادی می آیند و می گذرند. همانطور که می دانید  همزمان با حافظ  بزرگ  شاعران دیگری هم  بودند اما چه حکمتی است که حافظ ماند و رایحه ی دلپذیراشعارش همچنان در جهان فضای جان ها راعطر آگین می کند ؟ چه کسی می تواند آرشیوی را که معلمان  و استادان  دلسوز درطی عمر پر بارشان با تربیت این همه آهنگساز و نوازنده  و خواننده  که به جامعه تحویل داده اند  انکارکند ؟ درمقام  مقایسه برنمی آیم  ولی  گاهی این یاد آوری ها  لازم  است ؛ آن زمانیکه  برومند ها ، شهنازی ها و صالحی ها و... با کمترین امکانات  پربار ترین و بزرگترین آرشیو ها  را که همین هنرمندان  بزرگ اند، از خود  به جای گذاشتند و کمترین وسیله  تبلیغی  هم نداشتند را به خاطر دارد ؟  در مقابل خواننده  و نوازندگانی درهمان موقع بودند که بیشترین برنامه و آثار را ( اگر بشود نام اثر برآن ها گذاشت ) در کاباره ها ، رادیو تلویزیون و آرشیو ها داشتند  و دارند حال شما به کدام یک اهمیت می دهید ؟

«هزار نقش برآید زکلک صنع و یکی  

                         به دلپذیری نقش نگار ما نرسد .»

البته به هیچ وجه نمی توان منکر وجود برخی  آثار ارزشمند و ماندگاردر گذشته  ودر آرشیو ها شد ما هر چه در این زمینه  داریم  و به آن  افتخارمی کنیم  بخش  بسیار وسیعی  از همان کارهای گران سنگ بزرگان موسیقی ما بوده  و منبع معنوی عمیق  و الهام بخش  هنرمندان  بوده  و خواهد بود  پس بیاییم  از هنرمندان و اساتیدی  بهره بگیریم  که به قول معروف دود چراغ  خورده  و برای  آموختن  نکته ها ،  سالها  در خدمت  ستارگان ادب  و هنر سر شاگردی و تعظیم  و تکریم  فرود آورده اند بیاییم  از سلایق  گوناگون  و منطقی  بهره  بگیریم و آرشیوی ارزشمند  و سودمندتر که بر خاسته  از فرهنگ غنی  مردم باشد برای  نسل امروز و فردا به یادگار بگذاریم  و اینکه آیا آثاری از من در آرشیو صدا و سیما  موجود  است یا نه  به گمانم جواب  این سئوال  در کل نوشته هایم نهفته  است و شرح بیشتر آن در حوصله  این نوشتار نیست.          (( به شب  دراز باید که گره زدل گشایییم ))

 

ما امروز  دو نوع  تولید  موسیقی  داریم  یکی  از طرف  شرکت  ها  و موسسات فرهنگی هنری  و دیگری   از طرف  صدا و سیما  ارزیابی  شما  از این  دو منبع  تولید   موسیقی  در کشور  چگونه  است ؟

نقطه  نظر های من  در این  زمینه  هم مشخص  است  صدا و سیما  رسانه ای همگانی  و عرضه  کننده دید گاههای آحاد  مردم ، دولت و در نهایت حاکمیت  است همانطوری که در زمینه های مختلف  برنامه ریزی تخصصی و کارشناسانه  صورت می گیرد ، در این رشته  هم تنها  با داشتن  واحدی  بنام  شورای  شعر و موسیقی آنهم  اگر بدون  همدلی  و همراهی  با  دیگر هنرمندان  باشد   نمی توان  رسالتی  را که داریم  به درستی انجام  دهیم به نظر من شورای  مزبور هر از چند گاهی ، با فراخوان و بهره گیری  از نظریات تخصصی و دلسوزانه  هنرمندان  پیشکسوت ، جوان و مجرب  بهتر و مقبول ترمی تواند  به رسالت خود عمل کند  مسلما  نظر 50 نفرنسبت به 5 نفر،گستره و تاثیربیشترو بهتری دارد درغیر اینصورت نتیجه اش این خواهدبود که مثلا زندگی  یک چوپان  روستایی کوه وجلگه نشین با صدای گیتار و پرکاشن و... نشان داده  شود. البته نه اینکه گیتار و ... چیز بدی باشد، هرگز این تصور را ندارم ولی هر سخن جایی وهرنکته مکانی  دارد. نباید تصنیف ها و آهنگ های محلی  ما ملغمه ای باشد از انواع موسیقی  تا جایی  که اثری از اصالت آن باقی نباشد هرچند همه  ناگفته ها  را نمی شود در این دقایق کوتاه  گفت آثار و تولیدات موسیقی صدا و سیما که در اقصی نقاط  کشورو حتی جهان  حضوردارد باید با همراهی وهمکاری همه هنرمندان آن منطقه باشد. مگرانقلاب نکردیم که کلیه آثار مخرب و پوسیده  را دور  بریزیم و آنچه خوب بوده را نگهداریم و دراشاعه آن بکوشیم وآثار تازه و اصیل تری عرضه کنیم ؟ مگر یکی از اهداف انقلاب این نبود که انحصار طلبی و تک روی را کنار نهاده و از خرد جمعی بهره ببریم ؟ هرکاری باید نقد و بررسی شود، به ویژه کارموسیقی ، اما نه با چهار پنج  نفر آن هم  پشت دربهای بسته. هستند کسانیکه  دلشان  برای موسیقی می طپد وحاضرند برای پر بار شدن  آن با اخلاص عمل کنند و جای بسی  تاسف است که این دلسوزی ها  را به حساب بدگویی  و زبان سردی بگذاریم  اما درتولیدات موسسات  فرهنگی و هنری خارج از صدا و سیما  حساسیت وارزشیابی  بیشتری می شود (هرچند گاهی اوقات آثار بی ارزش هم از زیر دست خارج می شود ) ولی مرزبین انواع  موسیقی فاخروغیر فاخر آن مشخص تراست و طالبان این دو نوع  موسیقی تا حدودی مشخص است و الزام و اجباری در تهیه و استفاده از آن ها نیست نظارت و بررسی  پدیده بزرگی  بنام  موسیقی و شعرکارهرکسی نیست .     (( نه هر که سر بتراشد قلندری داند ...))  

 

    

بسیاری از برجسته گان موسیقی در کشوراز بعضی موانع  و محدودیت  ها درعرضه  موسیقی  به مخاطب  گلایه می کنند  که به  هزینه بالای تولید  تا برگزاری  کنسرت  مربوط  می شود  تحلیل  شما  از این  موضوع  چیست ؟

موانع و محدودیت یکی دو تا نیست مخصوصا در شهرستانها . نداشتن سالن مناسب برای  تمرین و اجرای  کنسرت ، عدم وجود حتی یک استودیوی صدا برداری ، پراکندگی و مشکل اقتصادی هنرمندان موسیقی ، نبود یک مرکز یا انجمن که محل تجمع و تبادل افکار باشد ، هزینه بالای  اجرا ، هر اداره یا اداره کل یکی  دو تا سالن قد و نیم قد دارد که فقط بدرد جلسات و کنفراس هایشان  می خورد در استان ما هم  یک سالن  کوچک 260 تا 270  نفری  در مجتمع  خاتم الانبیا ء  وابسته  به اداره کل  ارشاد  در رشت بودکه آن هم  تبدیل  به اداره  شد  و باقی  سالن ها  در همین  حدود ، موانع و مشکلات خود را دارند . نتیجه  این خواهد  شد که کنسرت  داده نشود ، چه کسی بیاید گروه های  شهرستانی  و یا تازه تاسیس  را ساپورت مالی کند ؟ نتیجه  این خواهد  شد که کنسرت  داده نشود ، گروهی  رشد نکند  و هنرمندان  متفرق شوند و  به دنبال  بدبختی هایشان  بروند  و عطای  زندگی هنری  را به لقایش ببخشند ، با وجود این موانع  آنوقت  انتظار  داریم  که هنرمندان  شهرستانی   کنسرت  بدهند،  نوارکاست بدهند  و معروف  بشوند.  گر چه  همه چیز موسیقی ، کنسرت یا  نوار  نیست  با وجود این ها  ما را  به کم کاری  متهم  نمودن   نهایت  کم لطفی  است  بی آنکه   قدمی  در رفع  مشکل  ما برداشته  شود.

(( قصه ی  شبهای  هجران  نیست  اینجا گفتنی     روز محشر  این سر  طومار  وا خواهیم کرد . ))

 

همسرشما همکارفرهنگی شما نیز محسوب می شود و فرزندانتان به صورت جدی علاقمند به موسیقی اند  و ساز می زنند این پذیرش و استقبال از کجا  نشات می گیرد کمی بیشتر توضیح  دهید  ؟

صد اقت، جدیت وعشق به موسیقی از طرف خانواده و جامعه، همراهی و علاقمندی همسرم را برانگیخت تا فضایی را در محدوده زندگی ام بوجود  بیاورد که من در سایه آن  آرامش به همه ی آن موارد بپردازم  از طرفی همسرم   علاقمند  به موسیقی است و در رشته ادبیات  تحصیل  کرده  است اما فرزندانم  یکی اصل وراثت و دیگردر فضایی  که مدام صدای ساز و موسیقی  اصیل ایرانی به گوش می رسد،  آمد و شد هنرمندان،جدیت در تدریس و در نظرداشتن اهداف خیر خواهانه در میان اعضای  خانواده ام جایگاه ویژه ای دارد، مطالعه  کتب  تاریخی ،ادبی، هنری همه وهمه زمینه ای می شود به این پذیرش و گرایشات در حال حاضردو دخترم سه تار و پسرم تار می نوازند  که  در بیشترکنسرت ها همراهیم می کنند هنردر ذات خود مبتذل نیست بلکه  بستگی به این دارد که چگونه بیاموزی و بیاموزانی و با چه پشتوانه فکری و فرهنگی آنرا دنبال کنی و با چه  هدفی

((عشق بی شله خوایه  تا ترا شیدا دخانید    

       والا هر شومیز قد  وامق وعذرا نیگیدی))

 

استادانی که سال ها  با سازهای ایرانی مانوس می شوند تا ویل و برداشت منحصر به فردی از دستگاههای   موسیقی دارند  دیدگاه  شما نسبت به خواستگاه و ویژگی دستگاه ها ی موسیقی ایرانی چیست  ؟

هرهنرمندی برداشت خاص خود را در این زمینه دارد که  گاهی مشترک  با سایرین  است کسی که نوازنده  سازهم نباشد ولی  موسیقی  را بشناسد می تواند این برداشت ها  را داشته  باشد مثلا من دستگاه  سه گاه را در حالات و رفتار انسانهای  با وقار  و صبور و یا چهارگاه  و ماهور را در شادی و حماسه مردم سرزمین خود می بینم همه دستگاه ها  و مایه های  موسیقی ایرانی متعلق  به این آب و خاک و فرهنگ اقوام آن است  لذا  طبیعی است  که همه آنها  ارزشمند ند و زیبا یی هایی کم نظیردارند  و برای من هم  دوست داشتنی هستند چه آنها  که تاریخ و یا  روایتی دارند  وچه آنهایی که سالها  و حتی  قرنهاست که در ذهن و خاطر مردم  ما تا امروز به یادگارمانده و اما : ((آفاق  را گردیده ام  بسیار خوبان دیده ام  -  مهر بتان سنجیده ام ، اما  تو چیزدیگری )) آواز یا مایه ابوعطا در من  شور و حال  وصف ناشدنی   دارد  که اکثر دوستان و هنرجویان  به این  قضیه واقفند.

 

شما سال گذشته با همکاری حوزه هنری گیلان  به همراه  گروه شور انگیز کنسرت  داشتید این همکاری  چطور شکل گرفت ؟

همکاری من با حوزه هنری گیلان تنها در اجرای این کنسرت نیست من درمقطعی به طورافتخاری  کارهای موسیقی حوزه را کارشناسی می کردم و درتمام  برنامه های موسیقی حوزه سعی کرده ام  که شرکت  داشته باشم درجشنواره اصفهان همراه همین گروه اجرا داشتم و اینها  برمی گردند  به این مسئله که تجربه  عملی در طی دورانهای مختلف نشان داده که علاقمندی وعشق به هنرفاخرو اشاعه آن درجامعه ، نظم مدیریت ،تعهد و پیگیری می خواهد مدیریت وقت حوزه هنری وهمکارانشان دراین سالها  نشان داده اند که درعمل  موافق بروزو ترویج  اندیشه های پاک هنر، ادب وموسیقی اصیل ایرانی و گیلکی هستند ومی دانند که این نوع  هنر است  که سد محکمی درمقابل هجوم فرهنگهای  تبلیغی محسوب می شود  همراهی  و جذب  هنرمندان  در حوزه هنری گیلان  با مدیریت آقای غلامرضا  قاسمی  در این  مقطع  چشمگیر بوده و انگیزه ای  است  برای  همکاری . امیدوارم  که این اشتیاق  با وجود مشکلاتی  که هست در راه اعتلای   ادبیات  و هنر  گیلان  و در کل  ایران  ادامه  یابد  جذب  و همکاری  با هنرمندان  کار ساده ای  نیست در عین  حال  آنقدر  هم مشکل نیست   اگر هدف  مردم و خدمت  به آنان باشد و فضایی  ایجاد  شود که خارها را تبدیل به گل کند .

«هزار دشنم  ار می کنند قصد هلاک   

                 گرم  تو دوستی  از دشمنان  ندارم  باک»

 

کنسرت شما  در دو بخش فارسی و گیلکی  تنظیم  شده بود و این توانایی گروه را درارایه موسیقی بیشتر می کند چطور به این ویژگی دست پیدا کردید؟

من هم گیلانی ام  هم ایرانی ، من موسیقی همه ی  اقوام  ایرانی  را دوست دارم توانایی هم اگر باشد طبیعی  است که در بخش گیلکی و فارسی بیشتر  است.  اعضای  گروه  را هم  به گونه ای  انتخاب  می کنم که ضمن داشتن مهارت  فنی  عمدتا  انسان  و صاحب وجاهت و منش  هنر مردمی  باشند  و همه  جنبه های معنوی  و ظاهری   اجرا  و اشاعه  موسیقی  فاخر را مد نظر داده   باشند به گمانم  تا حدود  زیادی به  این  خواسته رسیده ام  هر چند  در ارائه آن با موانع   ریز و درشت  که  بارها  گفته ام  رو برو هستیم  

«عشق  و شباب و رندی   مجموعه  مراد  است 

                           چون جمع شد معانی گوی بیان توان  زد»

 

 

 

توانایی نوازندگان و خوانندگان گیلانی را چطورارزیابی می کنید  ؟

نوازندگان و آهنگسازان توانایی در استان  گیلان هستندکه جزو افتخار موسیقی  ما هستند  چه در گذشته  و چه حال  به دلیل  اینکه  استعدادهای درخشان در شهرستان و روستاها وجود  دارند و بسیار واضع است که آهنگساز و نوازنده سالهای  مستمر آموزش می بیند و به اصطلاح  شاگردی  می کند تا مطرح شود  خوانندگان گیلانی صدای  خوبی دارند هنرمندان بزرگی در این رشته  داشته و داریم ولی «« غوره  نشده مویز نتوان شد »»  جز تعدادی  انگشت  شمارکه هم تجربه   دارند  و هم  از محضر استادان آواز  بهره  گرفته اندمتاسفانه  عده ای  هستند که در فکر تجربه و شاگردی نیستند.  با نیم دانگ صدا و اجرای  چند کنسرت و پخش  چند ترانه از صدا و سیما  امر به آنان  مشتبه شده است که مثلا خواننده  شده اند  البته روی سخنم با آنهایی  است که می گویند فولکلورگیلکی  و اصیل می خوانند به هرحال خواننده  ایرانی ،  فارس ،گیلک ، تالش ، آذری و ...  فرق نمی کند  همه باید به مردم  و فرهنگ این سرزمین احترام  بگذارند و یک راهش  این است که به دانش رشته ی  کاری  خود بیفزایند آموزش مستمر و پخش آن در رسانه ها ی همگانی می تواند مرزخوب  و بد را مشخص کند  و در نهایت  روحیه آسان پسندی  را زدوده  و گرایش به سرو صدا هایی که بنام موسیقی  بخورد مردم می دهند  را از بین برده یا حداقل کم رنگ تر کنند .  

« نوای  بلبلت  ای گل کجا پسند  افتد        

         که گوش  و هوش  بمرغان هرزه گو داری  »

 

کمی از فعالیت ها و برنامه های آینده تان بگویید آیا  اثری در دست تولید و انتشاردارید ؟

من و هر هنرمندی علاقمند است که آثار تولید شده  خود را هر چه بیشتر عرضه کند اما  با توجه  به مسائلی که قبلا  عرض  شد تا حدی ما مجبور  به تلاش و آموزش می شویم  و یا در آموزشگاههای  موسیقی  که آنهم  به دلایلی  جنبه تجاری  قضیه  بیشتر  دنبال  می شود  معمولا  به تکرار  و به دور خود چرخیدن  مشغولیم در هر حال اثر تولید شده  و یا در دست  تولید هم داریم   ذوق  و توانایی  هنری  که گذرا  و مقطعی  نیست  اتفاقا  هر چه  سن و سال  و تجربه  بیشتر باشد و تا جاییکه   روح و جسم توان  آنرا  داشته  باشد،   زایش  و تولید بیشتر  و بهتر خواهد بود.  سال  پیش   با اینکه همراهی  و پشتیبانی  حوزه  هنری   را داشتیم پس از شش  ماه تمرین ( بماند که جمع   و جور کردن   گروه ،  هفته ای   یک جلسه  ، چه  مصائبی  به همراه  دارد  ) با برگزاری کنسرت   در دو شب با آن همه  جمعیت علاقمند که حضور  داشتند   فکر می کنید   چقدر  فروش   بلیط داشتیم  ؟ جمعا  420 هزار تومان  در هر دو شب  حیاط حوزه   با گنجایش  600  تا 700  نفر  مملو از  جمعیتی   بود  که بدون  خرید بلیط   و آنهم   سه هزار تومانی آمده  بودند حال گروهی   از تهران  می آید   و هر چقدر هم  بهای  بلیط گران   باشد   مردم می خرند  و حتی   یک نفربه خود اجازه  نمی دهد  بدون بلیط  وارد سالن   یا مکان   برگزاری  کنسرت  شود   حتما جریان  کنسرت   آن خواننده ای   که دو سال  پیش از تهران   آمده بود را می دانید  ؟ !  دیدیم که  با بلیط  هشت  هزار تومانی کنسرتش آهنگ های  ضبط  شده   را در سالن پخش  و لب  خوانی می کرد  و شعور خیل  عظیم علاقمندان   را به  مسخره  گرفت جیبهایش  را پر  کرد و رفت  بعضی ها ی دیگر  هم چیزی  مشابه به آن  انجام دادند و دریغ از پنج  دقیقه شور و حال در طول  اجرایشان که نصیب  بیننده و شنونده گردد«  تو خود حدیث مفصل  بخوان  از این  مجمل  » با همه  این مواردی که در این سئوالها  به آن اشاره شد ما باز هم  امیدواریم امید مان  را از دست نمی دهیم  و از میدان به در نمی رویم چون در انزوا   و بدون حضور در بین مردم سر انجامی  جز پوچی و فسیل شدن ندارد.

«  وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش  باشیم      

           که در طریقت ما کافر یست  رنجیدن »

 

فعالیت های حوزه هنری را درمعرفی  موسیقی  اصیل ایرانی در چه حدی ارزیابی  می کنید ؟

همه  این را می دانند که برای رسیدن  به جایگاه  خوب ، قابل  قبول  و اثر گذار در هر زمینه ای ، بویژه هنرموسیقی امکانات  مالی بودجه ، مکان  و آزادی عمل مقبولانه و منطقی که موجب رضایت  خدا و خلق  خدا باشد با مدیریت و برنامه ریزی کارشناسانه  ، به جایگاهی خواهیم  رسید که در همه جا، سر فرازانه حرفی برای گفتن خواهیم  داشت مدیریت و کارکنان حوزه هنری گیلان به این  امور واقفند و چند سالی است که پی گیرانه  در جذب  هنرمندان و متخصصان امور مختلف فرهنگی تلاش می کنند امیدواریم  با امکانات بیشتر بتوانند  زمینه جذب بیشتر  هنرمندان  متعهد و مجرب و جوانان  پیشرو  را فراهم نمایند آرزوی ما توفیق و همدلی در زمینه کار و زندگی شان است  مجددا  عرض می کنم با تهیه  امکانات بیشتر در همه زمینه های  عرضه  تولید  موسیقی  اصیل می توان موفقیت بیشتر و بهتری کسب کرد و من  این علاقمندی  و قدرت جذب  را در عملکرد کارکنان حوزه هنری و مخصوصا مدیریت  فعلی آن می بینم 

«  چو یار بر سر صلح است و عذر  می  طلبد       

                   توان  گذشت   زجور رقیب  در همه حال »

 

چه پیشنهاد و راه کاری برای ارایه هر چه بیشترو بهتر موسیقی فاخربه علاقه مند ان موسیقی  ایرانی  دارید  ؟

ابتدا متولیان  فرهنگ  و هنر جامعه  ما  باید  برنامه های شفاف و مشخصی را در این زمینه ارایه کنند  و آنگاه هنرمندان متخصص  ، دلسوز و متعهد می دانند که برای پیشبرد و تعالی  آن چه بکنند !  ما زیبا ترین موسیقی  دنیا را داریم  و این موسیقی زیبا باید برنامه  تدوین  شده  داشته باشد به نظر همه ی دلسوزان  و متخصصان  این ر شته موسیقی  از دوران  کودکی دبستان تا مراحل بالاتر  تحصیلی  باید جزء برنامه  درسی دانش آموز  باشد مثل  نقاشی ، خط ، ورزش  و ...  برنامه های متنوع  آموزشی و اجرایی در رسانه  های  مختلف  هم  می تواند  کمک کار  و تاثیرگذار  باشند نه اینکه تنها  جشنواره سرود  دانش آموزی  بگذاریم  و از  بیان واژه موسیقی در کنار کلمه جشنواره  امتناع  کنیم   البته  تا سال 1380   که من  و همکاران   هنرمندم   سالها  داور جشنواره  بودیم   اینگونه بود. چه جشنواره ای ؟  مگر  در طول دوران تحصیل کدام آموزش  موسیقی  را به دانش آموز داده ایم که در پایان   سال آن همه  هزینه برای برگزاری آن می شود ؟  و آنهم با دستور العمل های  آنچنانی که مثلا : دانش آموز  نباید  با ساز  روی  صحنه بیاید تک خوانی و تک نوازی امتیاز ندارد  تنها مربی  پرورشی باید  رهبری  اجرا  داشته باشد  ( البته  خیلی خوب است  که مربی  پرورشی رهبر اجرای  سرود باشد  در صورتیکه الفبای  شعر و موسیقی  را بداند ) شکی نیست که مربیان پرورشی  زحمات  زیادی   می کشند و به وظایف  محوله  خود عمل  می کنند  و من  و دیگران سالها در مدارس شاهد آن بوده ایم ولی  هر کاری  تخصصی   می خواهد به ویژه  موسیقی که جا ی خود را دارد  با توجه  به موارد  فوق  و همراهی  رسانه های مختلف در کنار همه  پدیده  های   سازنده می توانیم جامعه ای پویا و پیشرو داشته  باشیم.

« غرض کرشمه  حسنست ورنه  حاجت نیست    

                    جمال دولت  محمود  را به  ز زلف  ایاز »

 

نظرتان در مورد  موسیقی  فولکلور گیلان  چیست  ؟

همه مناطق  ایران  برخوردار  از موسیقی  محلی  فولکلور و تا حدودی مقامی  است  موسیقی گیلان با وجود  تهاجم  و دستبرد بوسیله موسیقی  شهری  و گاه  وارداتی که خاستگاه  و فرهنگ  مشخصی ندارد  با این همه  زیبایی خود را دارد و مقدارکمی از آن   بوسیله  هنرمندان  ارایه  شده است ولی  در ارایه همین  مقدار به گونه ای که می رود  تا اصالت خود را  از دست دهد گوشه ها و  آوا های گیلکی و تالشی اگر  با آگاهی  و اجرای  بهتر  با سازهای محلی  و یا ارکسترهای بزرگتر و نوازندگان چیره دست  که حس و آگاهی  لازم را  داشته  باشند  مسلما گیرایی  و  جذابیت وجودی   آن برای مردم  روشن تر خواهد  شد در زمینه آموزش به نظرمن باید  ابتدا موسیقی   گیلان  و ترانه  های   فولکلور  آن به هنرجو  تعلیم داده  شود  و سپس به موسیقی   کل  ایران برسد.  

متاسفانه   به دلایل  عدیده  که در عرایضم   اشاره کردم آنچنان  شلم شور بایی  است  که به قول   شاعر:

« صبو بشکسته دل بشکسته جام  باده  بشکسته

      خدایا  در سرای  ما چه بشکن بشکن  است امشب »

 

تکلیف  مردم  در قبال  شناخت  واقعی موسیقی  چیست  و  این تبادل  و شناخت بین هنرمند و مخاطب چگونه اتفاق   می افتد ؟

شما تکلیف  مردم  در قبال  شناخت  موسیقی  و تکلیف   هنرمند  را در قبال  مردم  در متن  عرایضم  می بینید. نمی گویم که همیشه همه چیز باید مهیا  باشد و هنرمند  در پرقو بخوابد و مشکلی  نداشته باشد خیر ،  بلکه  برنامه های کوتاه  مدت ودراز مدت تخصصی  باید به گونه ای   باشد که انگیزه ها  و ذوق  ها ،  روز به  بروز  بیشتر  و بالنده   تر شود  تا هنرمند  بتواند  با همراهی  و همدلی  سایر متولیان فرهنگ و هنر که امکانات بیشتری  را در اختیار  دارند  ،  غذای  فرهنگی  مناسبتری   به مردم   بدهد  مردم  ما دارای  شعور بالایی  هستند  و از نظر  احساس و عاطفه  زبانزده جهانیانند ، اما  اینکه عده ای  شناخت  درستی از موسیقی  فاخر و غیر آن ندارند  مقصر نیستند تنها   با ارایه  چند نوار و کنسرت نمی توان  انتظار بیشتری   داشت در عین حال با تحمل   مصائبی  که در راه  ساختن  جامعه  پویا و پیشرو وجود  دارد  بردباری و تعقل  و دوست داشتن باید جزء  برنامه کاری  ما باشد و در این میان  تکلیف  مردم  مشخص است  و این  متولیان   فرهنگ و هنرمندان اند که وام  دار  مردم اند.

«  با دل خونین  لب خندان  بیاور همچو جام      

   نی گرت   زخمی   رسد  آیی  چو چنگ   اندر خروش  »

 

از آهنگسازان  قدیم  و جدید  کار چه کسانی  را بیشتر می پسندید ؟

شما وارد گلستان  می شوید و گلهای  رنگارنگ  فراوان  می بینید هنرمندان   ایرانی در قدیم  و حال آثار زیبایی را خلق کرده اند نام  بردن از همه آنان   نه ممکن است  و نه   در این  صفحه می گنجد  اما به نظر من ؛ اینکه لطافت ، انسجام و احساس بیشتری در موسیقی   قدیمی  تر می بینم   دلایل مختلف  دارد  که شرح  همه آن  در این   زمان  نمی گنجد  همین قدر می دانم که در گذشته   شاعر و آهنگساز ،  خواننده  و نوازنده  از ابتدای خلق  اثر ، تمرین  و تا زمان   ضبط   و اجرا  اکثرا  با هم بودند  و از همدیگر حس  و حال می گرفتند و با تکنیک  و فنی که بر اثر سالها آموزش و ممارست  بدست  آورده  بودند  بیشترین   بهره معنوی   را می  بردند  و مردم هم  از  این آثار لذت  می بردند  نه مثل امروز  که شاعر  و یا ترانه سرای اثر موسیقی ، یا  از قرنها ی گذشته  است   و یا اصلا آهنگساز ،  شاعر را  نمی شناسد و نوازندگان  هم هر کدام  به تنهایی  به استودیو  رفته و نت  را می نوازند و بی آنکه  آهنگساز  ،  شاعر و  نوازنده   و خواننده   همدیگر را ببینند و یا بشناسند   کاری   خلق  و اجرا  و ارایه  می شود ( هر چند  فاصله  زمانی  شاعر و آهنگساز  تا  حد زیادی   با شناخت  شعر  قابل  حل  و درک است )  آثار  به جا مانده   از جمع  اساتید گذشته  که منبع  غنی   و هدایت گر  موسیقی  اصیل  ما است   مورد پسند  من بوده و قابل احترام است  و در سالهای  اخیر کار استادان گروه  عارف  و شیدا ، محمد  رضا لطفی  ،  پرویز  مشکاتیان   که احساس  و تکلیف در آثارشان موج می زند و سایرین که  ذکر نامشان  باعث  طولانی  شدن سخن می شود  بسیار ارزشمند و زیباست  آثار خلق  شده در  دهه اول  انقلاب  می تواند  نمونه های خوبی  باشد  در زمینه  آواز که در این آثار صدای  استاد شجریان بیشترین تاثیر  را دارد. 

« اگر چه  حسن فروشان  به جلوه  آمده اند       

           کسی  به حسن  و ملاحت به یار ما نرسد »

 

موسیقی  در زندگی  شما  چه جایگاهی دارد  ؟

موسیقی هیچگاه  در زندگی من  ، مقطعی  و یا  در حاشیه  نبوده   بلکه  در متن  زندگیم  جای   دارد  حال  تا چه حد  توانسته ام   از آن بهره  ببرم و یا  تاثیر  گذار  باشم مسئله ای  است  که اهل  هنر و مردم در آینده  باید  قضاوت  کنند  ادبیات و موسیقی  مسئولیت پذیری ، تعهد ،  تعامل  و احساس   همدردی   را همیشه  در من  زنده نگه   می دارد   و من  این   نکته ها را مدام  به هنرجویانم  یاد آوری می کنم که ؛ تنها  نوازندگی  و یا خواندن  نباید  دلیل  و شاخصه  هنر مردمی  باشد بلکه باید  در راه زدودن آلام  و آسیب  های اجتماعی ،  شکست  و پیروزی ،  نظم  و آرامش  و  تعالی  فرهنگ   جامعه  و رسیدن  به هنر اندیشه و هنرمند  مطلق  گام  برداشت .

«  آنکس  است  اهل  بشارت که  اشارت  داند    

      نکته  ها هست  بسی  محرم  اسرار  کجاست »

 

به غیر از مادر و استادانی که از محضر شان آموختید چه کسانی دیگر  و یا چه عواملی در زمینه  موسیقی  مشوق  و همراه  شما بودند ؟

کلیه  علاقمندان  به موسیقی ،  دوستان  نزدیک ، برادر  بزرگم  که قبل  از فرا گیری  تار و سه  تار  دریاد گیری  دستگاه   و آوزهای اصیل به من کمک  نمود،  و عامل دیگر ، عشق به مردم  و تفکر بهره گیری از  هنر در راستای  اهداف  انسانی  و خیرخواهانه  ،  اندیشه ی ارج نهادن  به پیشکسوتان  و آثارشان ، آوازهای  استاد شجریان ،  همراهی  بعضی از مسئولان فرهنگ  دوست و ...  در جریان  همه این   سالها  نقش بی دریغ  همسرم که مشوق و زمینه  ساز تداوم  این  راه شد بوده اند  که جای سپاس گذاری دارد.   

«  عشق می ورزم و امید که این  فن شریف      

              چون  هنرهای  دگر موجب  حرمان نشود »

اما  در پایان یاد آوری این نکته را ضروری می دانم که ؛ غرض از  بیان  بعضی مطالب انتقادی ،  تنها  نشان  دادن  ضعف  و عمده کردن کمبود ها  و خدای  ناکرده جسارت   و اهانت  نیست  بلکه  صادقانه  بگویم  واقعیت های مستمر  و آزار دهنده  ایست که وجود دارد  و امیدوارم به مثابه  زبان سردی  و نق  زدن قلمداد  نشود  درست  است که  همیشه نباید نیمه  خالی لیوان  را  بهانه  قرار داد  اما باید بدانیم که پر کردن  نصفه ی دیگر  لیوان جزو  وظایف  ماست  پس  تلاش کنیم  برای  ساختن  جامعه ای  پویا  و پیشرو از نظر دلسوزان  و متخصصان آگاه  بهر گرفته و در عمل حمایت های  مادی  خود را  پشتوانه  راهشان   قرار  دهیم  .

« چو غنچه گرچه  فرو بستگی است کار جهان     

      تو همچو  باد بهاری  گره گشا می باش »

 



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به حوزه هنری گیلان است | نقشه سايت
ورود     ثبت نام
>